پاسخ کوتاه: بهمن بهراد یک خواننده واقعی نیست. نه چهرهای دارد، نه بیوگرافی، نه کنسرتی. «بهمن بهراد» نام یک پروژه موسیقی است که صدا، اجرا و حتی خودِ نام آن با هوش مصنوعی ساخته شده. اگر یکی از آهنگهایش را شنیدهاید و دنبال بیوگرافی و سال تولدش گشتهاید، دلیل پیدا نکردنش همین است.
این موضوع در تابستان ۱۴۰۵ به یکی از پربحثترین اتفاقات موسیقی فارسی تبدیل شد؛ چون برخلاف تولیدات معمول هوش مصنوعی که معمولاً مصنوعی بودنشان از فرسنگها پیداست، آثار منتشرشده با این نام کیفیتی داشتند که بخش زیادی از شنوندهها را قانع کرد با یک خواننده تازهنفس طرفاند.
نخستین آهنگها در خرداد ۱۴۰۵ منتشر شدند و خیلی زود در شبکههای اجتماعی دستبهدست چرخیدند. نکتهای که باعث سردرگمی شد این بود که هیچ اطلاعات هویتی همراه آثار منتشر نشد: نه عکسی، نه مصاحبهای، نه صفحه رسمیای. تنها چیزی که وجود داشت، صدا بود.
در فاصلهای حدود سه ماه، چهار قطعه منتشر شد و در همین مدت کوتاه نام بهمن بهراد به یکی از پرجستجوترین نامها در موسیقی فارسی تبدیل شد — اتفاقی که برای خوانندههای واقعی معمولاً سالها طول میکشد.
تا این لحظه چهار قطعه با این نام منتشر شده است:
هر چهار قطعه فضایی عاشقانه و آرام دارند و از نظر تنظیم، ترکیبی از پاپ فارسی با عناصری از جاز به شمار میروند؛ فضایی که در موسیقی پاپ ایران کمسابقه است و بخشی از دلیل استقبال هم همین تازگی بوده است.
سه عامل دست به دست هم دادند:
کیفیت غیرمنتظره. شنونده ایرانی با تولیدات هوش مصنوعی آشناست و معمولاً آنها را با چند ثانیه گوش دادن تشخیص میدهد. اینجا اما اجرا بهقدری طبیعی بود که بحث «واقعی است یا نه» ماهها ادامه پیدا کرد.
سبک متفاوت. فضای تلفیقی این آثار با جریان غالب پاپ فارسی فرق دارد و همین باعث شد بخشی از مخاطبان که از تکرار خسته شده بودند، به آن جذب شوند.
خودِ راز. نبودِ هویت مشخص، بهجای اینکه مانع باشد، تبدیل به موتور محرک شد. مردم آهنگ را برای دوستانشان میفرستادند تا نظرشان را درباره واقعی بودن خواننده بپرسند.
نگاهی به نظرات کاربران، شکاف جالبی را نشان میدهد. گروهی از شنوندهها همچنان معتقدند پشت این صدا یک خواننده واقعی نشسته و منتقدان را به بیانصافی متهم میکنند. گروه دیگر از همان ابتدا مصنوعی بودن اثر را تشخیص دادهاند و بحثشان چیز دیگری است: اینکه آیا این اتفاق برای موسیقی خوب است یا فاجعه.
در میان همین گروه دوم هم دو دیدگاه وجود دارد. بعضی آن را ابزاری تازه در دست آهنگساز میدانند و از نتیجه لذت میبرند. بعضی دیگر نگراناند که با گسترش این تکنولوژی، جایی برای خوانندههای واقعی باقی نماند. جالب اینکه هر دو گروه در یک چیز مشترکاند: هیچکدام منکر این نیستند که آهنگها شنیدنی از آب درآمدهاند.
بهمن بهراد شناختهشدهترین نمونه است، اما تنها نمونه نیست. در ماههای اخیر بازخوانی آثار خوانندههای قدیمی با هوش مصنوعی، ساخت نسخههای تازه از ترانههای کلاسیک و حتی خلق صداهای کاملاً جدید، به بخشی از فضای موسیقی فارسی تبدیل شده است.
آنچه مورد بهمن بهراد را متفاوت میکند این است که اینجا خبری از تقلید صدای یک خواننده مشخص نیست؛ یک هویت صوتی تازه از صفر ساخته شده. همین است که بحث را از «کپیبرداری» به سمت پرسش بزرگتری میبرد: اگر شنونده از موسیقی لذت ببرد، آیا اهمیتی دارد که پشتش انسان بوده یا الگوریتم؟
خیر. بهمن بهراد یک شخصیت ساختهشده با هوش مصنوعی است و خوانندهای با این نام و مشخصات وجود ندارد.
سازنده این پروژه بهصورت رسمی خود را معرفی نکرده است. نامهایی در فضای مجازی مطرح شده اما هیچکدام تأیید رسمی ندارند.
تا این لحظه چهار قطعه: اون شب، جز تو، به تو میرسه و یه جای دور. آهنگ «اون شب» نسخه اجرای زنده هم دارد.
پاپ عاشقانه با عناصری از جاز؛ فضایی آرام و ملایم که در پاپ فارسی کمتر دیده میشود.
نظرات کاربران
0 نظر