علیرضا احمدی نیا - باغ سوخته

حال دلتنگی همان است که میدانیش
شکل شعری زیر لب میخوانیش
آسمان شب در گره ی موهای توست
این زمستان هم بهاری میشود طولانی
ناله ی شب های من آندوه چشمان تو بود
باغ سوخته پای تو گل میدهد بارانیست
گریه ی مستی نامرد چه عمقی دارد
حال ما حال غریبی است باده را تقصیر نیست
بوی موی تو هوای شهر را پرکرده
خاطراتت دفتر شعر مرا خم کرده
کاش اینجا جای غم رقص شیدایی بود
کاش عشق بهایش شکل یک بازی بود
نظرات کاربران
0 نظر