پخش آنلاین
گرچه هست این تنم دلوم جوانی میکند
در خیال خام خود هی نغمه خوانی میکنم
شرمی از پیری ندارد قلب بی پروای من
زیر چشمی بی حیا کار نهانی میکند
عاشقی ها میکند دل گرچه میداند غمم
لحظه لحظه از برایش نغمه خوانی میکند
هی بسازد نقشی از نگاری هر دمی
در خیالش زیر گوش پرده خوانی میکند
عقل بیچاره به گل مانده ولیکن دست خود
داده بر دست دلو با او تبانی میکند
گیج و منگم کرده این دل آنچنانی کین زبان
همچو او رفته ز دست و لنترانی میکند
عاشقی ها میکند دل گرچه میداند غمم
لحظه لحظه از برایش نغمه خوانی میکند

نظرات کاربران
0 نظر