شب، شهر، دود، نور، ردِ پام رو آسفالت
چشمام، سرد، دور، فازِ من از جنسِ عادت
حرفات، پوچ، توخالی، میریزه با یه ساعت
من ساختم اینو از صفر، تو رسیدی واسه غارت
کم حرف، پرکار، هر قدم حسابشده
دورم چندتا آدم که بودنشون ثابتشده
هرکی اومد واسه اسمم، زود از دورم خط خورد
ما به هرکی «داداش» گفتیم، آخرش از پشت خورد
من نه دنبال جنگم، نه فراری از درگیری
ولی وقتی خط قرمز رد شه، دیگه چی میگیری؟
تو فقط دیدی ویترین، ندیدی پشتِ این دیوار
من خودم بودم و خودم، وسطِ صدتا بنبست و بار
قافیه تو قافیه، ضربه تو ضربه، رنده میشه بیت
حرفا کوتاه، فکرام عمیق، هر خط میمونه توی ذهنت
اونی که گفت «نمیشه»، الان وایساده رو به روم
من هنوزم همونم، فقط سنگینتر از دیروز
تو بگو «کیه؟» — من بگم «همون»
تو بگو «چی میخوای؟» — بگم «هیچ، فقط حقمو»
شهر اگه سرد شه، ما سردتر از اون
هرکی واسه نقش اومد، جا موند پشتِ نور
تو بگو «برو» — من بگم «نمیرم»
تو بگو «تمومه» — من بگم «تازه میشه»
ما از اون شباییم که صبح نمیشه
ولی وقتی بیت میاد، کل شهر بیدار میشه
من اون پسر ساکتم که صدام بلنده
ظاهر آرومه، ولی باطنم برنده
هرکی فکر کرد میتونه منو ساده ببینه
فهمید دیر، این بازی واسه من یه پروندهست
نه اهلِ عشقم ، نه دنبالِ ظاهرت
اگه موندم کنارت، واسه خودته، نه اشتباهت
تو خیابون یاد گرفتم حرف کمتر، کار بیشتر
هرکی زیادی حرف زد، شد برای ما بیاثر
من میام با یه فاز سرد، با یه لحنِ بیرحم
تو میری دنبالِ حرف، من میرم دنبالِ سهم
اگه گفتن «این خطره»، گفتم «آره، دقیقاً»
من از اونام که نمیرن وقتی سخت میشه مسیر
قافیههام قفل، ضربههام پشتِ هم
یه خط میاد، دو خط، سه خط، میپیچه توی سرت
تو هنوز دنبالِ فاز، من رسیدم تهِ بحث
اسممو آروم بگو، چون این صدا میمونه ثب
نظرات کاربران
1 نظرنظری ندارم