فرووال - شب در دل بی طاقتم پایان ندارد

شب در دل بی طاقتم پایان ندارد
خانه ام از دوریت آرام ندارد
چشم من یاری کن قلبم ببارد
دل خون از این عشق ترک خورده ویران
هر چه کردم دوریت نشد درومان
خسته ام از حال بیزار و پریشان
شب های طولانیه من ای دل طوفانیه من
مرا رها کن ای غم فردای بارانیه من
از عشق بی تابم نکن چون شمع مرا آبم مکن
بگذار دمی راحت شوم خسته و بی خوابم نکن
نظرات کاربران
0 نظر