انگار که ما عمری در چرخهی تکراریم
یک پنجرهی دلتنگ در سینهی دیواریم
عمریست که گم کردیم امید رهایی را
در چشم جهان شاید یک منظرهی تاریم
دنبال چه میگردی ای بخت ملال انگیز
در نرد قمار عشق ما مهرهی سرباریم
تسلیم توام عمری آسوده بخواب ای بخت
عمریست نیاسودیم، عمریست که بیداریم
چندیست که ویران کرد تردید جهانم را
در این شب بیپایان از حادثه سرشاریم
هرچند مهیّا کرد تقدیر بلایی نو
بیهوده نکوش ای بخت ما زخمی آواریم
نظرات کاربران
0 نظر