پخش آنلاین
درد گنگ از کامبیز دانا
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بستهست
درِ تنگِ قفس باز است و افسوس
که بال مراغ آوازم شکستهست
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد
خیال ناشناسی آشنارنگ
گهی میسوزدم گه مینوازد
گهی در خاطرم میجوشد این وهم
ز رنگآمیزی غمهای انبوه
که در رگهام، جایِ خون روان است
سیه داروی زهرآگینِ اندوه
نمیدانم چه میخواهم بگویم
فغانی گرم و خونآلود و پردرد
فرومیپیچیدم در سینهی تنگ
چو فریاد یکی دیوانهی گنگ
که میکوبد سر شوریده بر سنگ
درونِ سینهام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته، دردی گریه آلود
نمیدانم چه میخواهم بگویم
نظرات کاربران
0 نظر