پخش آنلاین
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بیدار است
همین فردای افسون ریز رویایی
همین فردا که ما را روز دیدار است
همین فردا، همین فردا
تو را از دور می بینم که می آیی
تو را از دور می بینم که میخندی
تو را از دور تو را از دور
می بینم که می خندی و می آیی
تو را در بازوان خویش خواهم دید
برایت شعر خواهم خواند
برایم شعر خواهی خواند
وگر بختم کند یاری
وگر بختم کند یاری
در آغوش تو
ای افسوس
ای افسوس
ای افسوس!
من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
زمان در بستر شب خواب و بیدار است

نظرات کاربران
0 نظر