شروع این قصه از خنده های تو بود
کاشکی یکی حریف اون چشای تو بود
اصلا قشنگی بارون به قدمای تو بود
توو همه ی خاطره هام رد پای تو موند
خواستی یه خاطره باشی ، نمیخواستی کنار من باشی
بی تو دنیا قفس میشه ، واسه اونیکه تو همه دنیاشی
بارونُ بردار بیا پیشم
که من باز عاشقت میشم
تهِ راهو تو میدونی
نذار این راهو راهی شم
بارونُ بردار بیا خونه
مگه جز تو کی میدونه
من از تنهایی میترسم
بیا حالم پریشونه
هر موقع که میزنه بارون
دل من تنگه جای دوتامون
اما تو نیستی و دیگه نیست آرزوهامون
کاشکی ببینمت دوباره
کاش بگی این عشق
ادامه داره
من همونم که بعد تو دنیاش معنی نداره
بارون بردار…
نظرات کاربران
0 نظر