اگه ماه از آسمون پایین بیاد دربزنه
اگه مرغ بخت و اقبال رو سرم پر بزنه
اگه رعد آسمون داد بزنه
تو سرم هزار تا فریاد بزنه
چون تو مهمون منی درو وا نمیکنم
مونس جون منی درو وا نمیکنم
درو وا نمی کنم نه درو وا نمیکنم
شب از آبی مهتاب روز از سرای آفتاب
از اون سینه ی بی تاب
همش می پرسم می پرسم می پرسم
می پرسم می پرسم می پرسم
چرا زندگی سرده دلم لونه ی درده
حالا از تو و عشقت
دیگه می ترسم می ترسم می ترسم
یه روز تو رو می خواستم گل رو موهات می کا شتم
از اون لبای نازت های گل بوسه بر میداشتم
اما حالا از تو و اون نازو ادات می ترسم
می خوام بگم دوست دارم از اون نگات می ترسم
روز روشن میره باز شب میرسه
خواب میاد به هر دری سر میزنه
مگه میشه چشامو هم بزارم
وقتی غم قلبمو خنجر میزنه
با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره
بذار امشب بخوابم
بذار امشب بخوابم
حرفای تو راز زمونه عشق ما عشق ما هر دو جوونه
مثل نوری مثل خورشید مثل بارون تو پاکی
کوه غم ها از تو دوره ریشه عشق پاکی
حرفت حرف من اسمت اسم من
قلبت قلب من اگه بمونی
حرفت حرف من اسمت اسم من
قلبت قلب من اگه بمونی
نظرات کاربران
0 نظر