پخش آنلاین
محمدرضا صادقی - باز خواهم گشت

از بام این خانه دودی نمیخیزد
با این که زیر سقف هر شب زمستان است
این ماه دلگیر و آینده بی خورشید
یک سایه پشت من هر گوشه پنهان است
آزادم و اما پیداست از حالم
من ریشه هایم رو آنجا رها کردم
در یک شب بی رحم
من زخم هایم را درجامدان کوچ با گریه جا کردم
برگشتم از آغوش برگشتم از بوسه
در خواب های من کابوس می خندید
در لحظه ی رفتن در آن شب بی روح
خورشید میمردو فانوس می خندید
در پشت سر افسوس در پیش رو غربت
دل کندم و دادم دل را به یک رویا
غرق درون خود چون موج بی ساحل
این رسم دلتنگیست در باور دریا

نظرات کاربران
0 نظر