پخش آنلاین
مرا حسرت دیدار تو دیوانه کرده شکایت های دل مرا اسیر جام و پیمانه کرده
در خیالم همه تصویر تو هست چه کنم با تو و این عشق محال
انتظارت میکشم هر روز و هر شب تا رسد وعده ی دیدار وصال
احتایج بی قراری های من سخت دلتنگ توام کاری بکن
طاقت دوری ندارم پس بیا این منه دل خسته را یاری بکن
تو خودت خوب میدانی که محبوب منی همه میدانند خوب تر از خوب منی
جان ناقابلم فدای چشمان تو بهتر از من کسی نیست که خواهان تو
بی خبر ماندم ز خود در دلم امید مرد بهترین یارم مرا یک شبه از یادش برد
سر خوش از بودن کنارت بودم و بی هوا رفتی که حالا خالق این درد شدی
تو نماندی که بسوزم با خودم تو بگو که من چه کردم با دل بیچاره کم کم سرد شدی

نظرات کاربران
0 نظر