چرا رفتی از روهان
در همه شبهای تاریک دل من
تو کجایی تو کجایی تو کجایی
که باران شد، طوفان شد و بی من کجا رفتی
که روزم شب و دل در تب و بی من کجا رفتی
کجا رفتی؟
چرا رفتی رفتی رفتی چرا
ای با غمهایم آشنا
غرقم بی تو در گریهها
گم کردم دستان تو را
رفتی رفتی رفتی چرا
هر شب می گریم بی صدا
بی تابم ای جانم بیا
یادی از من کن بی وفا
به دنبالش روم این سو و آن سو
شکسته بغص من، آن شانهها کو؟
فراموش کردن یادش محال است
در این دل تکهای جا مانده از او
نظرات کاربران
0 نظر