پخش آنلاین
پدر رفت و غمی اومد
تو چشمای تو جا خوش کرد
یه «زن»با چارقد مشکی
یه تعریف قشنگ از «درد»
یه شب خوابیدی و صبحش
به خونه،غُصّه ای سرزد
نشست کُنج چشات چین و
لای زُلف تو برف اومد
بمیرم واسه ی تنهائیات…مادر
واسه بُغض غم انگیز صدات…مادر
لای چادر نمازت اشک می ریزم
چه کاری برمیاد از من برات…؟مادر
جوونی کردم و گاهی
تورو با حرف رنجوندم
همونجا که باید دردُ
تو چشمای تو می خوندم
تو این دنیای بی روزن
توی این عصر بی باور
جای خالی بابارو
نذاشتی حس کنم،مادر…
بمیرم واسه ی تنهائیات…مادر
واسه بُغض غم انگیز صدات…مادر
لای چادر نمازت اشک می ریزم
چه کاری برمیاد از من برات…؟مادر
نظرات کاربران
0 نظر