پخش آنلاین
نمی دانم برای جه به بخت تیره زنجیریم
تمام زندگی مرگ است چرا اما نمی میریم
نمی دانم کجای راه نشانی از شب نور است
تو نشنیده بگیر اما بساط غم عجیب جور است
مرا جوری ببوس انگار که آخرین شب بوسه است
کسی از ما نمی داند چقدر برای عشق وقت است
همین حالا تلافی کن تمام آن نبودن را
بیا تمرین کنیم با هم گره دست گشودن را
نمی خواهم بگویم کفر ولی خدا حواسش نیست
زمین آرزوهامان به جز غم در بساطش نیست
نمی خواهم کنم باور ولی مصلوب غم هستیم
شب مستی خداحافظ که ما پیمانه بشکستیم

نظرات کاربران
0 نظر