مترسک از پیربد
حرام من اگر یک لحظه سير شود چشمان من از ديدن تو
حسودی ميكنم هر جا كه ميروی به دكمه پیراهن تو
كتاب نخوانده ام تو باز كن مرا
شكل مترسكم تو ناز كن مرا
راه نرفته ام شعر نگفته ام
بدون معطلي آغاز كن مرا
شبيه موج دريا منو ببر به ساحل
ببر به آسمان ها شبيه ماه كامل
شبيه يك نسيم از هواي من گذر كن
دلت كه غصه دار شد فقط منو خبر كن
من ماهي تُنگ بلور و تو ماهي درياي آبي
تو آبادي و آزادي من ويراني و خانه خرابي
من پا به اين دنيا گذاشتم مثل نفس لنگ تو باشم
من رو خدا مامور كرده اينجوري دلتنگ تو باشم
نظرات کاربران
0 نظر