هر لحظه از نبودنت مثه یه تیغ روی گلومه
تو نیستی و یادت هنوز نشسته اینجا روبروم
بی تو خونه قطب شمال میشه برام
بغضی خسته میپیچه توو رنگ صدام
هر ثانیه اوج عذاب وقتی تو نیستی
نبودنت نبودنت شبیه مرگه توی خواب
میرفتی میمردم از عطر صدای تو
که هر آن همراهمه
با رفتنت ویرون شدم ویرون مثه ارگ بم
چیزی ازم باقی نموند چیزی بجز افسوس و غم
برگرد تا من از نو بتونه من بشه
تا این هقهق شبیه خندین بشه
هر ثانیه اوج عذاب وقتی تو نیستی
نبودنت نبودنت شبیه مرگه توی خواب
میرفتی میمردم از عطر صدای تو
که هر آن همراهمه
نظرات کاربران
0 نظر