تصور از سالار و علی محمدی
در آغوشت تصور کرده ام هر شب خودم را
من هرشب با تو نجوا میکنم راز دلم را
کنارت من جهانم رنگو بویی تازه دارد
گرفتی با نگاهت خستگی ها از تنم را
تمام دین و دنیای مرا کردی تصرف
ذلیخا باش که دیگر نیست فراری از تو یوسف
نخواهد لحظه ای مارا جدا این چرخ گردون
کدام عشق غیره لیلی عاشقی را کرده مجنون
کنارت عمر من هم میشود اندازه نوح
اگر روزی نباشی همچو فرهاد میکنمکوه
ندارم مثله ایوب صبر دوری از دلت را
نباشی جای لبخند مرا میگیرد اندوه
نظرات کاربران
0 نظر