مامان میگفت سرتو پایین بگیر
بابا میگفت نذار بشه روحت اسیر
بچههای توی کوچه هنوز تو فکر پرواز
حتی وقتی دیوارا میگن نمیشه بساز
همه اینجا دارن دو تا زندگی
یکی تو ویترین یکی تو خستگی
یکی واسه زنده موندن تو روز روشن
یکی که شبا بیدار میشه تو دل من
آزادی طعم بارونه چله تابستونه
مثل اسم توئه وقتی مامان با عشق میخونه
حس برگشتن به خونهست اینکه بدونی
جات اینجاست تو مال اینجایی میمونی
ما نمیخوایم بشیم قهرمان قصه
فقط یه نفس راحت به دور از غصه
یه بوسه وسط خیابون شلوغ
بدون ترس بدون قایمموشک و دروغ
نه بحث چپ و راست نیست اصلاً
امشب حرف دل بیهوده نیست رسماً
میلیونها آدم زیر لب میگن با حسرت میشه
فقط زندگی کرد همین یه فرصت
آزادی طعم بارونه چله تابستونه
مثل اسم توئه وقتی مامان با عشق میخونه
حس برگشتن به خونهست اینکه بدونی
جات اینجاست تو مال اینجایی میمونی
نظرات کاربران
0 نظر