پخش آنلاین
بیقرارم آرام و قرار ندارم
هر لحظه برایم همچون یک سال است
آنچنان زخمیام که هزاران
شیون و گریه برایش کم است
خودم میدانم مرهمِ
درد و زخم من چیست
قاصدِ داروفروش میآید،
اما هرگز چیزی برای من ندارد
تنها دلخوشیِ درونم
زود از راه رسیدنِ شب است
تنها التیامِ زخمم
دیدنش در خواب است
بیقرارم، آرام و قرار ندارم
هر لحظه برایم همچون یک سال است
آنچنان زخمیام که هزاران
شیون و گریه برایش کم است
دلم پُر است، دلم پُر از غم است
وجودم پُر از تب و بیماری است
در رگهای تنم حتی قطرهای
خون نیست، غم جاری است
من سراپا خیالم،
شب، صدایم پُر از شیون است
زنده باد خواب و خیال،
درد و بلایت به جان بیداری
بیقرارم، آرام و قرار ندارم
هر لحظه برایم همچون یک سال است
آنچنان زخمیام که هزاران
شیون و گریه برایش کم است
گرچه ای شمع، دردِ
سوختنِ پروانهات کارِ توست
رفتنِ تو بسیار دردناک است،
اما آن هم دلداری است.

نظرات کاربران
0 نظر