پخش آنلاین
آخرین دیدارمان خیلی ساده بود
کاش دلبر رفتنت یک ذره هم آماده بود
قول دادیم این بهار با هم به دریا میرویم
زندگی اما به ما یکروز مهلت داده بود
گفته بودی زود می آیم دلم تا دیروقت
مثل یک فانوس روشن پشت در ایستاده بود
هر چه در داشتم گفتم بموند بعد ها
حرف های بغض شد در سینه ام افتاده بود
با خدا هر شب نشستم تا سحر گفتم چرا
خیس خیس از اشک هایم صبح ها سجاده بود

نظرات کاربران
0 نظر