داوود مقامی - گریه چه حاصل

حیف از آن نغمه هایی که برات سرودم
حیف از آن شکوه هایی که زغم نمودم
وه چه شبها که در کوی تو نامهربون
شاهد ظلم و جورو ستم تو بودم
از چه به ناگه ز من بریدی
دو چشم خونبار من ندیدی
همچو خیال از برم گذشتی
از من غمگین مگر چه دیدی
وه که چه شبها در انتظارت
چشم و دلم بوده بیقرارت
خنده زدی عشوه کنان دلم ربودی
یک دو شبی هم به کنار من تو بودی
درد و دریغا که به من وفا نکردی
رفتی و در بر رقیبم آرمیدی
گریه چه حاصل ای دل غافل
نظرات کاربران
0 نظر