فاتح نورایی تصور میکنم
تصور میکنم که دوری از من که ما هرگز همو جایی ندیدیم
تظاهر کن غریبی با نگاهم که آسون هر دوتامون دل بریدیم
تصور میکنم این راه و رفتی من از سمت شمال و تو جنوبش
بذار این فاصله شیرین بمونه شبیه خاطرات خوب خوبش
فاتح نورایی تصور میکنم
بذار تقصیر این جاده نباشه تصور کن خودت خواستی نمونی
همه میدونن از تو دور دورم منو سمت چی داری میکشونی
نذار تصمیم آخر رو ببازی بگو هیشکی نبوده این حوالی
بگو با حال خوبی رفتی اون شب نمیدونی ولی من با چه حالی
نمیدونی ولی من با چه حالی
تصور میکنم که دوری از من که ما هرگز همو جایی ندیدیم
تظاهر کن غریبی با نگاهم که آسون هر دوتامون دل بریدیم
تصور میکنم این راه و رفتی من از سمت شمال و تو جنوبش
بذار این فاصله شیرین بمونه شبیه خاطرات خوب خوبش
نظرات کاربران
0 نظر