هدیه به امواج خون آلود خلیج پارس
رود اشکی از چشم تَرَم جاریست
وطن همه تن من و تنم زخمیست
اما صیاد این خلیج همیشه ایرانیست
جنوب از دزفول غیور خوزستان
جنوب تا چابهار عروس سیستان
جنوب زادگاه دلواریِ تنگستان
جنوب زادگاه رستم دستان
کنار هم از شما تا جنوب
میجنگیم برای یک طلوع بی غروب
جاوید سرباز بَمپور و سیریک
عطر خون پیچیده تا بندر ریگ
بدرود مردان شجاع بندر نشین
پاینده باد کیان آریا زمین
روزی به اعجاز آن منشور تابان
به خشم شمیر صلح لشکر ایران
همه شهر ها فتح شد به مهر یزدان
جهان سربه سر شد ایران باستان
نظرات کاربران
0 نظر