با چشای خودم دیدم میری و دم نزدم
دیدم که سرد میشی باهام، اما حتی حرف نزدم
با آدمِ بد گشتی… نرفته برگشتی
گفته بودم راهی که میری، راهِ برگشت نیست!
جونِ من… جونِ خودت…
ارزششو داشت، بگو؟
اونم مثلِ من خیلی دوست داشت بگو؟
شب تا صبح میشینه با ذوق
تا بهش تکست بدی؟
دیگه دنبالِ تو نیستم
نمیخوام حرص بدیم
دیگه نیستم من آدمِ عشقت
دیگه نیستی تو هم اون فرشته…
دیگه من نمیخوام که برگردی
تو کُشتی منو… خاکمَم کردی…
بینِ خوب و بد، تو بدترینِ انتخابت…
من چقد کوتاه بیام، نبینم اشتباهتُ؟
از خودم زدم تا خوب بمونه حالتُ
پَرامو چیدم که زخمی نشه بالِ تو
نظرات کاربران
0 نظر