داوود ثروتی - صدای خنده هاش

صداشو ميشنوم هنوز
دلم ميخواد ساكت بشم
حتى با اين كه با صداش
دلم رو آتيش ميكشم
نذاشتم عادتم بشه
تنهايى و دور شدنش
دلخوريامو اون چشاش
از ياد من ميبردنش
” وقتى صداش مياد فقط
از ته دل گوش ميكنم
هر چى بدى كرد با دلم
يه آن فراموش ميكنم
خاليه جاشم توو دلم
با اينكه يادمم نكرد
ديوونمو حرفاى اين
و اونم آدمم نكرد ”
دستم كه رو شده براش
بازيم ميده با هر نگاش
بهم ميريزم وقتى كه
مياد صداى خندهاش
ساده گرفت و دل بريد
اهميت نداد به عشق
كاشكى يكى از حال من
خبر ميداد يه كم بهش
نظرات کاربران
0 نظر