توکه چیزی نمیدونی
از این روزای تکراری
از این شب پرسه هایی که
به من تا صبح بدهکاری
تو که چیزی نمیدونی
از این خونه که متروکه
از این احساس سردی که
به هر لبخندی مشکوکه
شدی دلیل دردی که
منو از پا در آورده
دلم از سمت قلب تو
چه زخمای بدی خورده
شدی دلیل حرفایی
که یه شهر پشت من میگه
بعد تو کوچه های شهر
به من حس بدی میده
حواسم هست ، حواست نیست
من یادم هست ، تو یادت نیست
حواست به همه چی بود
بجز این قلب دیوونه
درد و دل میکنم گاهی
با دیوارای این خونه
حواسم پرت چشمات شد
که هر چی داشتمو دادم
به چشمات اعتماد کردم
که به این روز افتادم
حواسم هست ، حواست نیست
من یادم هست ، تو یادت نیست
نظرات کاربران
0 نظر