بابا از شاهین چرغند
هر بار زمین خوردم
دستات پناهم بود
نگاه پر مهرت
امید راهم بود
بزرگ شدم بابا
با زحمتهای تو
هیچکی نمیگیره
توی دلم جاتو
یادم دادی بابا
مردی و سرسختی
گفتی بخندم من
حتی توی سختی
شد افتخار من
پینه اون دستات
دنیا رو میبینم
تو عمق اون چشمات
وقتی میشم خسته
از دست این دنیا
تو رو که میبینم
تموم میشه دردا
جات توی قلبم هست
حتی اگر دوری
توی شبای من
روشنی و نوری
نظرات کاربران
0 نظر